به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، این جمعه، اقتباسی از «شب و روز» ویرجینیا وولف بر پرده سینماها میآید. این کمدی رمانتیک با بازی هیلی بنت، تیموتی اسپال، جنیفر ساندرز، جک وایتهال و لیلی آلن، روایتگر زندگی زنی اخترشناس است که نظم دقیق زندگیاش با درگیر شدن در یک مثلث عشقی به هم میریزد؛ تجربهای که او را وادار میکند با میل عاشقانه و انتظارات مردسالارانه روبهرو شود.
تینا غروی، کارگردان «شب و روز» میگوید: «من سالهاست طرفدار بزرگ ویرجینیا وولف هستم. او نویسندهای نمادین بود که از تجربههای شخصی و صمیمی مینوشت. شیوه رفتار او در دنیایی که داستان و صدای زنان را حقیر میشمرد، برای من فوقالعاده بود.»
غروی، فیلمساز ایرانی-بریتانیایی که ساخت فیلم نامزد بفتا «من نسرین هستم» را در کارنامه دارد، پیشتر در حال مذاکره برای فیلم «ویتا و ویرجینیا» (۲۰۱۸) بوده است؛ درامی عاشقانه درباره رابطه وولف با ویتا سکویل-وست که الهامبخش کتاب «اورلاندو» شد. در «شب و روز»، او و جاستین وادل (فیلمنامهنویس)، تنها اشاره وولف به اخترشناسی را به هسته اصلی و احساسی فیلم تبدیل کردهاند.
غروی میگوید: «با "شب و روز" آشنا نبودم، اما وقتی خواندمش، بلافاصله با داستان کاترین هیلبری، جاهطلبیهایش و ترسش از عشق ارتباط برقرار کردم؛ چرا که در آن دوران، عشق اغلب به فرزندآوری و ماندن در حصار خانه ختم میشد. کاترین میخواست از این وضعیت بگریزد و من این دغدغه را کاملاً درک میکردم. برایم جالب بود که چرا ویرجینیا این کتاب را مینوشت. تصویری زیبا از زنی که میخواهد اختر فیزیکدان باشد و تنها به آسمان مینگرد. عاشق این استعاره هستم: زنی که به آسمان مینگرد تا دیدگاهی به هستی داشته باشد؛ اینکه چقدر احمقانه است که زنان را با تمام آن آداب و موانعِ اجتماعی، به نقشهای دستچندم تقلیل دهیم.»
غروی میگوید ساخت این فیلم در حالی که با پیامدهای جنگ ایران زندگی میکرد، به نحوی بیمناسبت با دوران وولف نبوده است زیرا اگرچه او «شب و روز» را در ۱۹۱۹ نوشت، اما زمان داستان در سال ۱۹۱۰، در آستانه درگیریهای جهانی میگذرد.
او میگوید: «حتماً دلیلی داشته که آن مقطع را انتخاب کرد. بیشتر مردان داستان، مثل رالف دنهام، قرار بود به جنگ بروند و کشته شوند. وولف این کتاب را در دوران بستری بودنش در آسایشگاه روانی نوشت، اما خروجی کار، یک کمدی رمانتیک هوشمندانه و خندهدار است. کمدی همین است که عالیاش میکند؛ دلیل نیاز ما به این فیلم هم همین است. ما باید بتوانیم دشواریهای زیستن در زمانه کنونی را با وجود جنگ و نسلکشی تاب بیاوریم. نیاز داریم که بهترین جنبههای وجودیمان و آنچه همه ما را به هم پیوند میدهد، یعنی خنده، به یادمان بیاید.»